هر آدمی ‌‌‌با یک استعدادی به دنیا می‌آید…

       هر آدمی ‌‌‌با یک استعدادی به دنیا می‌آید که  سمت و سوی او را در زندگی روشن می‌کند، البته اگر  به درستی شناخته شود و به آن بها داده شود. در طول زندگی به آدم‌های زیادی برخورده‌ام که استعداد داشته‌اند، اما چون به آن بها داده نشده، خشک شده یا آن‌قدر ضعیف شده که دیگر رمقی برایش نمانده. چنین آدمی‌‌ حتی اگر در کاری که انجام می‌دهد، موفق باشد، آدم خوشحالی نیست و قطعا از کارش لذت نمی‌برد. بنابراین عامل اول استعداد است و عامل دوم نیازی است که استعداد در صاحبش ایجاد می‌کند تا به آن پاسخ گوید، وگرنه دچار مشکلاتی می‌شود که کمترینش افسردگی است. از نظر من پاسخ به استعداد خدادادی یک فریضه است. تکلیف من از همان کودکی مشخص بود. دیگران هم می‌گفتند، از خانواده بگیرید تا فامیل و معلم‌ها و همکلاسی‌ها، و همین گفتن‌ها تاکیدی بود بر اینکه استعداد من در زمینۀ نویسندگی به چشم می‌آید و این مساله خیلی راهگشا بود که من اسیر و جذب کاری دیگر نشوم که نویسندگی را به محاق ببرد.

      یکی از مهم‌ترین ابزار نویسندگی، مطالعه زیاد است. خواندن آثار داستان‌نویسان بزرگ از داخلی و خارجی باید جزء برنامه‌های اصلی باشد. نویسنده با این کار تجربه و دانش خود را عمق می‌دهد و وسعت می‌بخشد. سیر کردن در جهان داستانی داستان‌نویسان موثر یعنی کسانی که مبدع و ایجادکنندة تکنیک‌های جدید بوده‌اند، هر داستان‌نویسی را در معرض انرژی خلاقة این نویسندگان قرار می‌دهد و او را بهره‌مند می‌سازد. اصل مهم دیگر در کنار خواندن مداوم، زیاد نوشتن است، نه به این معنا که هر چه را نوشته‌ای، چاپ کنی، به هیچ وجه. مقصودم تمرین نوشتن است. نویسنده با هوشی که دارد، کم‌کم درمی‌یابد چه زمانی وقت چاپ آثارش رسیده و کدام آثارش قابل چاپند و می‌توانند برای او آبرو و اعتبار کسب کنند. حضور در جوامع ادبی و ارائۀ اثر هم برای یک نویسندۀ تازه‌کار مساله قابل توجهی است. این مهم است که افراد گوناگون، از صاحب‌نظران گرفته تا آدم‌های غیرمتخصص اما علاقه‌مند به داستان، داستانش را پیش از چاپ بخوانند و نقد کنند. جمع‌های ادبی و دانشگاه‌ها نویسنده نمی‌سازند اما به کسانی که مستعدند، کمک بسیار می‌کنند تا موقعیت خود را در داستان‌نویسی بشناسند. خواندن کتاب‌های تئوریک برای یک داستان‌نویس به اندازه نفس کشیدن اهمیت دارد. داستان‌نویس باید به‌روز باشد و تکنیک‌ها را بشناسد و آن ها را تمرین کند. فراگیری مکاتب مختلف داستان‌نویسی و سیری که داستان‌نویسی طی کرده تا به موقعیت اکنون رسیده، از ضرورت‌هایی است که یک داستان‌نویس باید بیاموزد و…