متاسفانه، سانسور…

        علی موذنی

متاسفانه، سانسور در مملکت ما تبدیل به یک روند فرسایشی میان نویسندگان و حکومت و باعث آزار و اذیت هر دو طرف و بی اعتمادی نسبت به هم شده.

داستان نویس به هر موضوعی که دلش بخواهد نمی تواند بپردازد، چرا که بعضی موضوع ها اثر او را از اساس با ممیزی رو در رو خواهند کرد. منظورم این است که امیدی به چاپ آن نخواهد بود. این یک ضایعه. ضایعۀ دوم وقتی است که داستان نویس مطمئن است که با موضوع برخورد نخواهد شد، اما  در هنگام نوشتن مدام دغدغۀ این را دارد که آیا این صحنه یا این عبارت ممکن است حذف بشود؟ گاهی پیشنهاد حذف صحنه هایی می شود که نه تنها روند داستان را به هم می ریزد که  اصولا داستان یا رمان را می تواند از یک اثر درخشان به یک اثر معمولی تبدیل کند . اجازه بدهید یک مثال از یکی از فیلم هایم بزنم تا قضیه روشن تر شود. در تله فیلم آپارتمان، من موقع ساخت همۀ نکات مورد نظر سیما را رعایت کرده بودم. دو تا صحنه در اتاق خواب بود که زن و شوهر با هم در بارۀ مشکلات خانوادگی و اقتصادی شان صحبت می کردند. دستورالعمل  سازمان این است که وقتی زن دراز کشیده، مرد نشسته باشد، یا وقتی مرد دراز کشیده، زن نشسته باشد. این موارد کاملا رعایت شده بود. حتی  وقتی هم که هر دو خواب بودند، بچه وسطشان بود. اما موقع پخش از شبکۀ یک این هر دو صحنه که حرف های تعیین کننده در شکل گیری داستان داشتند، حذف شده و فیلم را گیج کرده بودند. جالب این که از صحنه های دعوا و زد و خورد زن و شوهر هیچ چیزی کم نشده بود. وقتی فیلم را از تلویزیون دیدم، احساس آدمی را داشتم که بی گناه کتک خورده.  سوال من این بود که این حذف های بی دلیل بر اساس کدام معیار اتفاق افتاده ؟ من که ضوابط را رعایت کرده بودم. هیچ دیالوگ اغواگرانه ای هم که وجود نداشته. پس جز این که ناظر پخش سلیقه ای برخورد کرده و با این کار به فیلم  لطمه زده، هیچ دلیل دیگری وجود ندارد. توجه کنید که با این حذف، روابط دوست داشتنی زن و شوهر، این که پشت و پناه یکدیگرند و با هم در مورد مشکلات حرف می زنند و به نتایج خوب می رسند، باید حذف شود تا مخاطب از دیدن دو تا سکانس عاطفی محروم بماند، اما صحنه های دعوا و خود زنی زن و قهر مرد و رفتنش را از خانه  تماشا کند. با این حذف ها بالانس روابط زن و شوهری به هم خورده بود. مخاطب صحنه های آشتی را نمی دید، اما صحنه های جنگ و دعوا را می دید. این نوع ممیزی یک روند در تلویزیون است که در بارۀ تاثیرات ناگوار آن برجامعه، جامعه شناسان و روانشناسان باید اظهار نظر کنند که وقتی عشق را از برابر چشم مخاطب حذف می کنیم اما جنگ و دعوا و خشونت را پیش چشمش می گذاریم ، شاهد چه تبعات ناگواری خواهیم بود.   تعجب آور این که این فیلم که به دفعات از شبکۀ آی فیلم پخش شده ، کامل و بدون حذف آن صحنه ها نمایش داده شده. حالا این مثال را تعمیم بدهیم و وارد حوزۀ کتاب بشویم و نتایجش را بسنجیم. چه کسانی بر  اساس کدام معیار ها و ضوابط در مورد آثار اظهار نظر می کنند ؟ آیا فرمول یا فرمول هایی برای ممیزی وجود دارد ؟ از خط قرمزها که بگذریم، آنچه ممیزی را درکام نویسندگان بسیار ناگوار می کند، سلیقۀ شخصی بررس هاست با این جملۀ تحکم آمیز که ما این طور تشخیص داده ایم یا این طور تشخیص می دهیم… البته ناجوانمردی است که بار ِ ممیزی را فقط بر دوش ارشاد بگذاریم. ارشاد بیشتر مجری است. ممیزی فراتر از ارشاد است. ارشاد به نظر من گاه خود قربانی گروه های فشاری است که باهوچی گری فضا را آشفته می کنند تا از آبی که گل آلود شده،  به نفع خود ماهی های درشت بگیرند و معمولا هم می گیرند. به هر حال امیدوارباشیم این روند را که بسیار هم پیچیده شده و حکومت هم بابت آن در طول سالیان هزینه های بسیار پرداخته، صورتی منطقی پیدا کند و حل شود…