بحران کتابخوانی

علی موذنی

بحران کتابخوانی

تا آن جا که به یاد دارم ، ما همیشه با بحران کتابخوانی مواجه بوده ایم و این بحران در سه دهۀ گذشتۀ  بحرانی تر شده است و تیراژ ها مثلا از سه هزارتای قبل از انقلاب به مرز فاجعه بار هزار تا و حتی کمتر از این رسیده است . چرا می گویم فاجعه ؟ چون بخش عظیمی از جامعۀ ما ذهن خود را با مطالعه پرورش نمی دهد و به این ترتیب نه قوۀ استدلالش را عمق می بخشد نه به تخیلش اجازۀ پرواز می دهد . مطالعه ، بخصوص مطالعۀ داستان ، بر خلاف فیلم دیدن ، بهترین راه برای فعال کردن تخیل خواننده است که آنچه را داستان نویس نوشته ، در ذهن خود بازسازی کند ، حال آن که بینندۀ فیلم آن چیزی را می بیند که به سلیقۀ کارگردان  پیش چشم او نهاده می شود . جدا از  تمرین های ذهنی که از مطالعه ناشی می شود ، مطالعه در سطوح مختلف معرفتی ، بیشترین عامل ارتقای سواد انسان است . یک ملت حتما باید تاریخ کشور خود را بخواند  و بداند که ضعف ها و شکست ها و پیروزی هایش در چه مقاطعی و به چه دلایلی بوده است . ناآگاهی نسبت به این دانش باعث تکرار اشتباهات گذشته می شود و یک ملت را از مسیر پیشرفت باز می دارد. مطالعه عامل مهمی در ایجاد تعادل در شخصیت است و انسان متعادل کسی است که در رفتارهای فردی و اجتماعی خویش از افراط و تفریط می پرهیزد . مطالعه باعث بالا رفتن سطح تعامل اشخاص چه در زندگی خانوادگی چه در سطح جامعه می شود . مطالعه عامل پرهیز از رفتارهای پوپولیستی است ، چه در سیاست چه در هنر و چه در رفتارهای اجتماعی .  نادانستگی در یک جمله عامل فقر فرهنگی است و همین فاجعه ای است که می تواند جامعه ای را به قهقرا بکشاند …